وبنو

🌐 و پسرانِ

یعنی «و پسرانِ» یا «و فرزندانِ پسر». «بنو» جمعِ «ابن» در حالت اضافی است و در نام قبایل و خاندان‌ها بسیار رایج است، مثل «بنو اسرائیل» یعنی «فرزندان اسرائیل».

دیکشنری عربی به فارسی

📌 پسران

📌 بانو

جمله سازی با وبنو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 تعاونَ وبنو الجاليةِ في جمعِ التبرعاتِ للأسرِ المحتاجةِ بعدَ الكارثةِ الأخيرةِ.

اعضای جامعه پس از فاجعه اخیر در جمع‌آوری کمک‌های مالی برای خانواده‌های نیازمند همکاری کردند.

💡 دخل بنو راعي وبنو شهاب مع سبعة أتباع ومن ثم أدى صلاة الجمعة بين 7،000 شخص.

بنی‌رأی و بنی‌شهاب با هفت نفر وارد شدند و سپس نماز جمعه را در میان هفت هزار نفر اقامه کردند.

💡 حضرَ المؤتمرَ وبنو المدينةِ من مختلفِ الأحياءِ للاستماعِ إلى الخططِ التنمويةِ الجديدةِ.

در این کنفرانس، ساکنان شهر از محله‌های مختلف برای شنیدن برنامه‌های توسعه جدید شرکت کردند.

💡 ساهمَ وبنو القبيلةِ في إصلاحِ الطريقِ المؤدي إلى المدرسةِ خلالَ عطلةِ نهايةِ الأسبوعِ.

افراد قبیله در طول آخر هفته به تعمیر جاده منتهی به مدرسه کمک کردند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران