اسرف

🌐 ملاقه

از ریشه‌ی «سرف» و فعل «أَسْرَفَ» است، به معنی «اسراف کرد»، «از حد گذشت» یا «زیاده‌روی کرد». در فارسی معمولاً برای کسی به کار می‌رود که در خرج، رفتار، یا هر نوع مصرفی از اندازه و اعتدال خارج شود.

فعل (verb)

📌 ولخرجی کردن

📌 مجلل

📌 منفجر کردن

📌 حمل بیش از حد

دیکشنری عربی به فارسی

📌 بیش از حد نوشید

📌 کارواش

جمله سازی با اسرف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 لا اسرف في استخدام الماء، فالموارد محدودة ويجب الحفاظ عليها.

آب را هدر ندهیم، منابع محدودند و باید در مصرف آنها صرفه‌جویی کنیم.

💡 من الحكمة ألا اسرف في الشراء حتى لا أرهق ميزانيتي الشهرية.

عاقلانه است که برای خریدها بیش از حد هزینه نکنم تا بودجه ماهانه‌ام را تحت فشار قرار ندهم.

💡 حذره والده قائلاً: إذا اسرف الإنسان في الطعام، فقد يضرّ صحته.

پدرش به او هشدار داد و گفت: اگر کسی پرخوری کند، ممکن است به سلامتی‌اش آسیب برساند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران