هاو

🌐 چگونه

«هاو» در زبان عربی به‌صورت یک واژهٔ اشاره‌ای یا آوای جلب توجه دیده می‌شود و در برخی کاربردها به معنای «بگیر»، «این را» یا «هان» نزدیک است. گاهی نیز در گفتار برای توجه‌دادن به مخاطب به کار می‌رود و در بعضی لهجه‌ها یا نقل‌قول‌ها حالت محاوره‌ای پیدا می‌کند. معنای دقیق آن وابسته به بافت جمله است و به‌تنهایی می‌تواند نقش اشاره یا هشدار داشته باشد.

اسم (noun)

📌 سرگرمی ساز

📌 گردآورنده

📌 مشتاق

📌 شاترباگ

صفت (adjective)

📌 آماتور

صفت / اسم (adjective / noun)

📌 آماتور

جمله سازی با هاو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ‬نلتقط‬ ‫الكرة وشبكتَ ْي المرمى والقُمصان والصفارة التي سيأخذها حكم هاو‪

ما توپ، تورهای دروازه، پیراهن‌ها و سوتی که داور آماتور خواهد زد را برمی‌داریم.

💡 في الحديقة، بدأ الكلب ينبح هاو هاو كلما اقترب غريب.

در باغ، سگ هر وقت غریبه‌ای نزدیک می‌شد، شروع به پارس کردن «واو واو» می‌کرد.

💡 ‬نزلــل الــدرجات بــبجء ألجــد نفســش وســج‬ ‫حشــد هاو ــل الــن البش ــر‪.

ناگهان از پله‌ها پایین آمدم و خودم را در میان جمعیت وحشتناکی از انسان‌ها یافتم.

💡 سمعتُ صوت هاو هاو من الشارع عندما مرّ الكلب قرب الباب.

همین که سگ از نزدیکی در رد شد، صدای زوزه ای از خیابان شنیدم.

💡 "أنت لم تقول لي كيف وصلت الى هنا"، وقال منغ هاو كما اخفض الجذع.

منگ هائو در حالی که صندوق عقب را پایین می‌داد گفت: «به من نگفتی چطور به اینجا رسیدی.»

💡 كان الطفل يقلد الكلب قائلاً هاو هاو فيضحك من حوله.

کودک به تقلید از سگ، «واو واو» می گفت و اطرافیانش می خندیدند.

کلمات مرتبط