نقيب

🌐 کاپیتان

به‌معنای «سرپرست، نماینده، پیشوا یا رئیسِ گروه» است. در کاربردهای تاریخی و اجتماعی، «نقیب» کسی است که از طرف جمعی مسئولیت، نظارت یا نمایندگی دارد. گاهی هم به معنای «کسی که درباره چیزی تحقیق یا جست‌وجو می‌کند» آمده است.

اسم (noun)

📌 کاپیتان

📌 کلانتر

📌 رئیس جمهور

📌 رئیس

📌 سر

جمله سازی با نقيب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 انتخب الجنود نقيب ًا جديدًا بعد انتهاء مدة القائد السابق في المعسكر.

سربازان پس از پایان دوره فرماندهی فرمانده قبلی در اردوگاه، کاپیتان جدیدی را انتخاب کردند.

💡 استدعت النيابة في 29 مايو/أيار نقيب الصحفيين و2 من أعضاء مجلس النقابة للاستجواب.

در ۲۹ مه، دادستانی رئیس اتحادیه روزنامه‌نگاران و دو عضو هیئت مدیره این اتحادیه را برای بازجویی احضار کرد.

💡 كان نقيب الحي معروفًا بحكمته وقدرته على حل النزاعات بين الجيران بسرعة.

رهبر محله به خاطر خرد و توانایی‌اش در حل سریع اختلافات بین همسایه‌ها شناخته شده بود.

💡 حضر نقيب المهندسين اللقاء السنوي ليتحدث عن مشاريع التطوير في المدينة.

رئیس اتحادیه مهندسان در این نشست سالانه شرکت کرد تا درباره پروژه‌های عمرانی در شهر صحبت کند.

💡 ليس نقيب الشرطة، بل الرجل الذي كان مسؤولاً.

نه کاپیتان پلیس، بلکه مردی که مسئول بود.