موعدة

🌐 انتصاب

«موعدة» معمولاً به معنی «قرار» یا «وعده» است و گاهی به معنای «زمان تعیین‌شده برای انجام کاری» هم می‌آید. این واژه از نظر کاربرد نزدیک به «موعد» است، اما در برخی موارد بار معنایی «وعده» یا «قرار گذاشتن» را هم دارد.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 تاریخ

📌 نویدبخش

جمله سازی با موعدة

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 احتفظتُ بـ موعدة الحفل في الهاتف حتى أراجعها لاحقًا.

تاریخ کنسرت را در گوشی‌ام ذخیره کردم تا بعداً بتوانم آن را بررسی کنم.

💡 وضعتُ موعدة المقابلة على المكتب قرب الأوراق المهمة.

قرار مصاحبه را روی میز، نزدیک مدارک مهم گذاشتم.

💡 أرسلتُ موعدة إلى الصديق كي لا ينسى اللقاء غدًا.

برای دوستم یادآوری فرستادم تا جلسه فردا را فراموش نکند.

💡 لا أعلم إن كان الذهاب في موعدة كانت فكرة جيدة

نمی‌دانم رفتن به یک قرار ملاقات ایده خوبی بود یا نه.

💡 علقت العنب بأسلوب يشبه الكرمة من المظلة، موعدة بحصاد وافر في وقت لاحق هذا الموسم.

انگورها به سبکی شبیه به تاک از چتر آویزان بودند و نوید برداشت فراوان در اواخر این فصل را می‌دادند.

کلمات مرتبط