موعدها

🌐 تاریخ آن

به معنای «زمانِ تعیین‌شده‌ی او / آن» یا «قرارِ او» است. در این ترکیب، «ها» ضمیر پیوسته است و معنی را به «موعدِ مربوط به او» یا «وقتِ اختصاص‌یافته به او» نزدیک می‌کند.

اسم (noun)

📌 به موقع بودن

صفت / قید (adjective / adverb)

📌 به موقع

جمله سازی با موعدها

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 يهتمون الطلاب بواجباتهم اليومية، ويستعدون للاختبارات قبل موعدها بأيام.

دانش‌آموزان به تکالیف روزانه خود توجه می‌کنند و از چند روز قبل برای امتحانات آماده می‌شوند.

💡 اوذينا بالسفرِ مبكرًا بسببِ تأخرِ الرحلةِ الأصليةِ عن موعدها المحددِ.

ما از اینکه مجبور بودیم زودتر سفر کنیم، ناراحت بودیم، چون پرواز اصلی از زمان برنامه‌ریزی‌شده‌اش تأخیر داشت.

💡 افلتت الطائرة من موعدها بسبب سوء الأحوال الجوية، فاضطر الركاب إلى الانتظار في المطار.

این هواپیما به دلیل بدی آب و هوا از زمان پرواز خود عقب افتاد و مسافران مجبور شدند در فرودگاه منتظر بمانند.

💡 يجب أن لنسلم الأوراق إلى الموظف المختص في موعدها المحدد.

ما باید مدارک را تا مهلت مشخص شده به کارمند مربوطه تحویل دهیم.

💡 أكدت الشركة للعميلة أن موعدها سُجّل في النظام بنجاح.

شرکت به مشتری تأیید کرد که قرار ملاقات او با موفقیت در سیستم ثبت شده است.

💡 يرجوا المسافر أن تصل الطائرة في موعدها المحدد.

مسافر امیدوار است که هواپیما طبق برنامه برسد.

💡 نريد أن يكون العمل منظمًا، ولا تتأخر التقارير عن موعدها المحدد.

ما می‌خواهیم کار سازماندهی شده باشد و گزارش‌ها بیش از مهلت تعیین‌شده به تأخیر نیفتند.

💡 طلب المدير أن تقدم ان الخطة النهائية في موعدها المحدد دون تأخير.

مدیر درخواست کرد که طرح نهایی بدون تأخیر و سر وقت ارائه شود.

💡 كلم المدير الموظفين لتطمینهم بأن الرواتب ستصرف في موعدها المعتاد.

مدیر با کارمندان صحبت کرد تا به آنها اطمینان دهد که حقوق‌ها در تاریخ معمولشان پرداخت خواهد شد.

💡 يقع ما يزعج المسافرين عندما تتأخر الرحلة عن موعدها الأصلي.

چیزی که مسافران را آزار می‌دهد، زمانی است که پرواز از تاریخ اصلی خود تأخیر داشته باشد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران