منزعج

🌐 آزرده خاطر

یعنی ناراحت، آزرده، مضطرب یا کلافه. این واژه برای توصیف کسی به کار می‌رود که از چیزی دل‌خوش نیست، اذیت شده یا از نظر روحی در حالت پریشان و ناخوشایند قرار دارد.

صفت (adjective)

📌 آزرده خاطر

📌 آشفته

📌 زحمت کشیده

📌 پریشان

📌 ناراحت کننده

صفت / اسم (adjective / noun)

📌 دردناک

دیکشنری عربی به فارسی

📌 ناراحت

جمله سازی با منزعج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 كنت منزعج آنذاك، ولكن عند النظر إلى الوراء، كانت المسألة تافهة.

آن موقع ناراحت شدم، اما حالا که به گذشته نگاه می‌کنم، موضوع بی‌اهمیتی بود.

💡 شعرَ الطفلُ منزعجاً عندما ضاعتْ لعبتُه المفضلةُ في الحديقةِ.

کودک وقتی اسباب‌بازی مورد علاقه‌اش در باغ گم شد، ناراحت شد.

💡 كنتُ منزعجاً من الضجيجِ الذي استمرَّ حتى وقتٍ متأخرٍ من الليلِ.

از سر و صدایی که تا پاسی از شب ادامه داشت، کلافه شده بودم.

💡 بدا السائقُ منزعجاً بسببِ الازدحامِ الشديدِ في الطريقِ.

به نظر می‌رسید راننده از ترافیک سنگین جاده کلافه شده است.

💡 ‫َ‬ ‫ومعاذ هللا أني ُكنت أهاجمك أو أني منزعج منك‪

خدا نکند که به شما حمله کرده باشم یا از شما ناراحت بوده باشم.

💡 لقد سمحتي و بوضوح لفرد منزعج بقيادة الانشطة الخاصة بك.

شما به وضوح به یک فرد ناراضی اجازه داده‌اید که فعالیت‌های شما را رهبری کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران