مضطرب
🌐 پریشان
صفت (adjective)
📌 پریشان
📌 آشفته
📌 فرار
📌 پر هرج و مرج
صفت / اسم (adjective / noun)
📌 روانی
📌 هرج و مرج
جمله سازی با مضطرب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شعرتُ أن جدولَ العملِ مضطرب هذه الأسبوعَ بسببِ كثرةِ الاجتماعاتِ.
احساس کردم این هفته به دلیل تعداد زیاد جلسات، برنامه کاری به هم ریخته است.
💡 هذا غالباً ماتسبب بقتلها، وليس قاتل مضطرب نفسياً.
به احتمال زیاد همین موضوع باعث مرگ او شده است، نه یک قاتل روانی.
💡 بدا الطفلُ مضطرب ًا بعدَ سماعِ الخبرِ المفاجئِ عن سفرِ والدهِ.
کودک پس از شنیدن خبر ناگهانی سفر پدرش، پریشان به نظر میرسید.
💡 كان التحفظ في صوته يشير إلى ماضٍ مضطرب يُفضل إبقاءه مخفيًا.
لحن آرام و متین صدایش، گذشتهی پرآشوبی را نشان میداد که ترجیح میداد پنهان نگه دارد.
💡 كان الطقسُ مضطرب ًا طوالَ اليومِ مع رياحٍ قويةٍ وأمطارٍ متقطعةٍ.
در طول روز، هوا ناپایدار بود و باد شدید و باران پراکنده میبارید.
💡 جال إنسان مضطرب في الريف، باحثاً عن الهدف والانتماء.
مردی آشفته در حومه شهر پرسه میزد و به دنبال هدف و تعلق خاطر میگشت.