منتظرة

🌐 منتظر

این واژه صورت مؤنثِ «منتظر» است و برای اسم مؤنث به کار می‌رود. معنی آن «منتظر»، «چشم‌به‌راه» یا «در انتظار» است، اما برای مؤنث. در فارسی نیز همان «منتظر» یا «چشم‌به‌راه» ترجمه می‌شود و تفاوت اصلی‌اش در جنس دستوری عربی است.

اسم (noun)

📌 غیرمنتظره

📌 پیش‌بینی نشده

📌 چشم انتظار

دیکشنری عربی به فارسی

📌 منتظر

📌 مورد انتظار

جمله سازی با منتظرة

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ظلت الأسرة منتظرة الأخبار الجديدة عن حالة الطقس طوال المساء.

خانواده تمام شب منتظر آخرین اخبار هواشناسی بودند.

💡 رأى الرجل جاريته تقف قرب الباب منتظرة أمرًا جديدًا من صاحبة البيت.

مرد، کنیزش را دید که نزدیک در ایستاده و منتظر دستور جدید از خانم خانه است.

💡 كانت الفتاة منتظرة صديقتها أمام المدرسة منذ عشر دقائق.

دختر ده دقیقه بود که جلوی مدرسه منتظر دوستش بود.

💡 ‬منتظــرة مــن يقــوم بتشــغيلها لتنطلــق بحريــة‬ ‫جمــد ًدا يف أرجــاء املدينــة اجلميلــة‪.

منتظر کسی هستم که آن را به کار بیندازد تا دوباره بتواند آزادانه در سراسر شهر زیبا سفر کند.

💡 جلس الأب منتظرة انتهاء الاجتماع ليعود إلى منزله.

پدر نشست و منتظر ماند تا جلسه تمام شود و بتواند به خانه برگردد.

💡 ‬وكان اخوها واقف برة منتظرة والدتهم لما‬ ‫تخرج عشان تطمنه علي أخته‪.

برادرش بیرون ایستاده بود و منتظر بود تا مادرشان بیرون بیاید تا بتواند او را از حال خواهرش مطمئن کند.

💡 يطاردها القلق كلما تأخرت الأخبار، فتجلس قرب الهاتف منتظرة الاتصال.

هر وقت خبرها دیر می‌رسند، اضطراب او را فرا می‌گیرد، بنابراین نزدیک تلفن می‌نشیند و منتظر تماس می‌ماند.

کلمات مرتبط