اري

🌐 نمایش

این صورت می‌تواند از «أرِ» باشد، یعنی صورتِ امریِ فعلِ «رأى» در معنای «ببین!»؛ همچنین در بعضی نوشتارها ممکن است به‌جای «أرى» یا «أرِ» دیده شود. بدون اعراب و متن، معنای دقیق آن مشخص نیست.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 دیدن

📌 نشان دادن

📌 آریایی

📌 ایری

📌 آری

جمله سازی با اري

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 انتى تفتقري الى تدريب مناسب... لكني اري فيكي مهارات كامنة.

تو آموزش مناسب نداری... اما من مهارت‌های نهفته‌ای در تو می‌بینم.

💡 ‫حضرت االجتماع الموظف ة م اري من الك امب‬ ‫ومترجم عربي فنلندي من أصول جزائرية‪.

در این جلسه، ماری، کارمند اردوگاه و یک مترجم عربی-فنلاندی الجزایری تبار حضور داشتند.

💡 اري ال زائرين القاعة الرئيسية أولًا، ثم ننتقل بهم إلى بقية الأجنحة.

ما ابتدا سالن اصلی را به بازدیدکنندگان نشان می‌دهیم، سپس آنها را به بقیه قسمت‌های ساختمان منتقل می‌کنیم.

💡 ‫ك ان يجب أن ألقي افك اري في الت واليت‬ ‫لينتهي األم ر‪

باید افکارم را توی توالت می‌انداختم تا همه چیز تمام شود.

💡 ‬ولكن هــا فــي‬ ‫سـ ــياق ال صـ ــورة تح مـ ــل إي مـ ــاءات مجا زيـ ــة تف قـ ــد مع هـ ــا الب عـ ــد إلاشـ ــاري

اما اینجا، در بافت تصویر، حامل دلالت‌های استعاری است که بُعد ارجاعی خود را از دست می‌دهند.

💡 اري ال فريق الخريطة الكاملة قبل الانطلاق، حتى يفهموا الطريق بوضوح.

قبل از حرکت، نقشه کامل را به تیم نشان دهید تا مسیر را به وضوح درک کنند.

کلمات مرتبط