مکنف
🌐 پناهگاه
«مکنف» واژهای عربیِ کمکاربرد است و در برخی استعمالها میتواند به چیزی گفته شود که در کناره، پناهدادهشده، یا در بر گرفته شده باشد؛ چون به ریشههایی نزدیک به «کنف» مربوط میشود که معنی حمایت، پناه، و آغوش میدهد. با این حال، این واژه بسیار نادر است و ممکن است در برخی متون بهصورت صفت یا نام خاص بهکار رفته باشد. برای معنای دقیق، بافت جمله اهمیت زیادی دارد.
جمله سازی با مکنف
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وقف الطفل مکنف ًا على الحافة الصغيرة، يراقب اللعب في الساحة بحماس.
کودک روی طاقچه کوچک جمع شده بود و با هیجان بازی در حیاط را تماشا میکرد.
💡 بدا الرجل مکنف الظهر من شدة التعب بعد حمل الأغراض الثقيلة طوال النهار.
مرد از خستگی ناشی از حمل اشیاء سنگین در تمام طول روز، خمیده به نظر میرسید.
💡 جلس العامل مکنف الذراعين بعد انتهاء الدوام، ينتظر الحافلة أمام البوابة.
کارگر بعد از پایان شیفتش، دست به سینه نشسته بود و منتظر اتوبوس جلوی دروازه بود.