مَقْس

🌐 مگس

این واژه از ریشه‌ی «ق-س-م» به نظر می‌رسد و به چیزی مربوط است که تقسیم شده یا سهم‌بندی شده باشد. بسته به بافت، می‌تواند معنای «بخش‌شده» یا «سهم‌دار» بدهد، هرچند در عربی رایج به‌تنهایی بسیار کم‌کاربرد است.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 مقسوم علیه

📌 تقسیم شده

📌 نصف شده

📌 شکافته

📌 سود سهام

📌 دو نیم شده

جمله سازی با مَقْس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 كان مقس الموضوع على الطاولة حادًّا بما يكفي لقص الورق المقوى بسرعة وسهولة.

تخته برش روی میز به اندازه کافی تیز بود که بتوان مقوا را سریع و آسان برید.

💡 اشترت الحرفية مقس صغيرًا من النحاس لتستخدمه في أعمال التطريز داخل الورشة.

این زن هنرمند یک ابزار اندازه‌گیری مسی کوچک خرید تا در کارهای گلدوزی خود در داخل کارگاه از آن استفاده کند.

💡 وجدنا في السوق أداةً قديمةً تسمى مقس تُستخدم لقطع الخيوط بدقة عند الخياطة اليدوية.

ما در بازار یک وسیله قدیمی به نام «ماق» پیدا کردیم که برای بریدن دقیق نخ‌ها هنگام دوخت دستی استفاده می‌شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران