مسهم

🌐 سهامداران

«مُسْهَم» در عربی گاهی به معنای «با سهم مشخص، سهم‌دار، یا دارای سهم» می‌آید، ولی این واژه بدون اعراب و متن می‌تواند معانی متفاوتی بگیرد. در برخی کاربردها ممکن است از ریشهٔ «سهم» باشد و به چیزی مربوط به «بخش، قسمت یا نصیب» اشاره کند. برای ترجمهٔ دقیق آن باید جملهٔ اصلی بررسی شود، چون این صورت به‌تنهایی چندان شفاف نیست.

صفت (adjective)

📌 مشارکت‌کننده

دیکشنری عربی به فارسی

📌 مشارکت‌کننده

📌 آنها را لمس کنید

جمله سازی با مسهم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 الحليب هو مسهم رئيسي في تحسين التغذية والأمن الغذائي وخاصة في البلدان النامية.

شیر یکی از عوامل اصلی بهبود تغذیه و امنیت غذایی، به ویژه در کشورهای در حال توسعه است.

💡 قرأ المدير أسماء مسهم ين الجدد في الاجتماع الأخير.

مدیر در آخرین جلسه، اسامی سهامداران جدید را خواند.

💡 الانتحار هو مسهم رئيس في عدد الوفيات عبر كل الأعمار في العالم.

خودکشی عامل اصلی مرگ و میر در تمام گروه‌های سنی در سراسر جهان است.

💡 وزعت الشركة الأرباح على مسهم ها بعد إعلان النتائج السنوية.

این شرکت پس از اعلام نتایج سالانه، سود خود را بین سهامدارانش تقسیم کرد.

💡 طلبت المحكمة من مسهم الشركة حضور الجلسة لتقديم المستندات المطلوبة.

دادگاه از سهامدار شرکت خواست تا برای ارائه مدارک مورد نیاز در جلسه رسیدگی حضور یابد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران