مقاب

🌐 روبرو

«مقاب» در عربی فصیح واژه‌ای بسیار رایج و مستقل نیست و معمولاً به‌صورت ریشه یا بخش آغازینِ واژه‌هایی مثل «مقابلة» یا «مقابل» دیده می‌شود. در بعضی متون ممکن است به‌عنوان صورت کوتاه‌شده یا ناقص به کار رفته باشد. بنابراین معنای دقیق آن بدون زمینه روشن نیست، اما معمولاً به مفهوم «روبه‌رو شدن» یا «مقابل» مرتبط است.

جمله سازی با مقاب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 جلس الطفل في مقاب أمه ينتظر أن تنتهي من إعداد الطعام.

کودک روبروی مادرش نشست و منتظر ماند تا مادرش غذا را آماده کند.

💡 وقفنا عند مقاب الباب حتى انتهى العمال من ترتيب الغرفة.

ما کنار در ایستادیم تا کارگرها کار مرتب کردن اتاق را تمام کردند.

💡 ‬عمل وا‬ ‫س اعات ط وال تحت الثلج مقاب ل عش رة في‬ ‫المئ ة من األج ور الحقيقي ة‪

ساعت‌های طولانی کار زیر برف با ده درصد از دستمزد واقعی

💡 ‫لو حصل واستطعت له ربت إلى خ ارج الك ون‬ ‫إلى المطلق ح تى ل و خس رت جس دي مقاب ل‬ ‫ذلك‪.

اگر می‌توانستم، به قلمرو فراتر از هستی، به مطلق، صعود می‌کردم، حتی اگر در عوض بدنم را از دست می‌دادم.

💡 وضعتُ الكرسي في مقاب النافذة ليستفيد الجالس من ضوء النهار.

صندلی را روبروی پنجره گذاشتم تا کسی که آنجا نشسته بتواند از نور روز بهره ببرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران