مفاخر

🌐 غرور

جمعِ «مفخر» یا مرتبط با ریشه «فخر» است و به معنی افتخارات، مایه‌های سربلندی، یا چیزهای افتخارآمیز می‌آید. گاهی هم به اشخاص، آثار یا ویژگی‌هایی گفته می‌شود که سبب افتخار یک فرد یا ملت‌اند.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 شاهکارها

📌 مباهات به

جمله سازی با مفاخر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 تحدّثَ الأبُ عن مفاخر المدينةِ القديمةِ في الأمسيةِ الثقافيةِ.

پدر در مراسم فرهنگی از افتخارات شهر قدیمی صحبت کرد.

💡 عرضَ الأستاذُ مفاخر الحضارةِ العربيةِ أمامَ الطلابِ بإيجازٍ.

استاد به طور خلاصه افتخارات تمدن عرب را برای دانشجویان ارائه داد.

💡 و بعدما مرت السنوات - يا (جاك) أصبح معروفاً بعيد ميلاد مفاخر قوته السنوية

و با گذشت سال‌ها، جک به خاطر جشن تولد سالانه‌اش که به خاطر قدرتش برگزار می‌شد، شناخته شد.

💡 يعتزُّ الناسُ بـ مفاخر وطنِهم في المناسباتِ الوطنيةِ.

مردم در مناسبت‌های ملی به دستاوردهای کشورشان افتخار می‌کنند.

💡 العمل الفني في المعرض هو إحدى مفاخر المواهب المحلية والإبداع.

آثار هنری این نمایشگاه مایه افتخار استعداد و خلاقیت محلی است.

💡 أصبح معروفاً بعيد ميلاد مفاخر قوته السنوية

او به خاطر جشن‌های تولد سالانه‌اش که به قدرتش می‌پرداخت، شناخته شد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران