فخر
🌐 غرور
اسم (noun)
📌 غرور
📌 افتخار
📌 جلال
📌 ناچاها
📌 غرور و شکوه
فعل (verb)
📌 افتخار کن
📌 فخر فروشی
دیکشنری عربی به فارسی
📌 با افتخار
جمله سازی با فخر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تحدثت الجدة عن تاريخ العائلة فخر ًا بإنجازاتها.
مادربزرگ با افتخار از تاریخ و دستاوردهای خانواده صحبت میکرد.
💡 كان هذا الفوز مصدر فخر لكل أفراد الفريق.
این پیروزی مایه افتخار همه اعضای تیم بود.
💡 يشعر الأب بـ فخر كبير عندما يرى أبناءه ينجحون.
یک پدر وقتی موفقیت فرزندانش را میبیند، احساس غرور زیادی میکند.
💡 وصف الصحفي المشروع بأنه فخر الامري الجديد للمدينة.
این روزنامهنگار این پروژه را افتخار جدید شهر توصیف کرد.
💡 ظهر فخر الامري في المهرجان بوصفه رمزًا للتراث المحلي.
فخر العمری به عنوان نمادی از میراث محلی در این جشنواره حضور یافت.
💡 افتتح المسؤول المتحف باعتباره فخر الامري أمام الزوار.
این مقام رسمی، موزه را به عنوان مایه افتخار ملت در مقابل دیدگان بازدیدکنندگان افتتاح کرد.