معروفة

🌐 شناخته شده

«معروفة» مؤنثِ «معروف» است و معنی اصلی آن «شناخته‌شده، معلوم، مشهور» است. در کاربرد معنوی یا اخلاقی، می‌تواند به چیزی اشاره کند که «نیک و پسندیده» شمرده می‌شود، و در جملات مختلف ممکن است به یک امر معلوم، یک زنِ شناخته‌شده، یا یک کار پسندیده اشاره کند.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 شناخته شده

📌 ناشناخته

📌 به رسمیت شناخته شده

📌 آشنا

📌 محبوب

جمله سازی با معروفة

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تحدث المرشد عن الرخا بوصفها منطقةً معروفة بطبيعتها الجميلة.

راهنما از الرخا به عنوان منطقه‌ای که به خاطر طبیعت زیبایش شناخته شده است، یاد کرد.

💡 هذه الصيغة مفغ غير معروفة في الاستعمال العربي الشائع.

این فرمول در عرف عربی ناشناخته است.

💡 ذكر المؤرخ هشام ابن عائلة معروفة في المدينة.

هشام، مورخ، از پسری از خانواده‌ای سرشناس در شهر یاد کرده است.

💡 هذه مؤلفة أدبية معروفة كتبت عدة روايات ناجحة.

این نویسنده‌ی مشهور ادبی، رمان‌های موفق زیادی نوشته است.

💡 تتمتع هذه الأسرة بوجاهة اجتماعية معروفة في المدينة.

این خانواده از جایگاه اجتماعی شناخته‌شده‌ای در شهر برخوردارند.

💡 كانت المعلومة معروفة لدى الجميع قبل بدء الاجتماع الرسمي.

این اطلاعات قبل از شروع جلسه رسمی برای همه مشخص بود.

💡 مدرستها معروفة بجودة التعليم واهتمامها بالطلاب المتفوقين.

مدرسه او به خاطر کیفیت آموزش و توجه به دانش‌آموزان ممتاز شناخته شده است.

💡 لم أتعرف على ضیيلا كصيغة معروفة في العربية الفصحى.

من «ضیلا» را به عنوان یک شکل شناخته شده در عربی کلاسیک تشخیص ندادم.

💡 وصفه الناس بأنه ابن عز لأن عائلته معروفة بالكرم والشهامة.

مردم او را به عنوان یک نجیب‌زاده توصیف می‌کردند، زیرا خانواده‌اش به سخاوت و جوانمردی معروف بودند.

💡 تقع باستيا في منطقة معروفة بتاريخها وثقافتها المتوسطية الغنية.

باستیا در منطقه‌ای واقع شده است که به خاطر تاریخ و فرهنگ غنی مدیترانه‌ای‌اش شناخته شده است.

💡 المدينة القديمة معروفة بأسواقها الشعبية ومبانيها التاريخية.

این شهر قدیمی به خاطر بازارهای محبوب و بناهای تاریخی‌اش شناخته می‌شود.

💡 مرو مدينةٌ تاريخية معروفة في بعض المصادر القديمة بطابعها الحضاري.

مرو شهری تاریخی است که در برخی منابع باستانی به دلیل ویژگی تمدنی‌اش شناخته شده است.