مظهرها

🌐 ظاهر او

واژه‌ی «مظهرها» به‌صورت کلی می‌تواند به معنای «ظاهرِ آن»، «نمودِ آن» یا «چهره / نمای آن» باشد. در عربی، «مظهر» یعنی چیزی که از درون آشکار می‌شود یا به چشم می‌آید، و وقتی «ها» به آن اضافه می‌شود، به «مظهرِ آن» یا «نمای آن چیز» اشاره دارد.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 ظاهر او

📌 ظاهر آنها

📌 نگاه او

📌 ظاهر آن

📌 قیافه‌هایش

📌 لباس او

جمله سازی با مظهرها

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 لا ينبغي أن يكون مظهرها هو الحكم الوحيد على شخصيتها.

ظاهر او نباید تنها ملاک قضاوت در مورد شخصیتش باشد.

💡 ‬لم يمض وقت طويل حتى تبين أن هذه المرأة بعكس‬ ‫ما دل عليه مظهرها‪

خیلی طول نکشید که مشخص شد این زن برعکس چیزی است که ظاهرش نشان می‌داد.

💡 تغيّر مظهرها بعد سنوات من الاهتمام بالرياضة والتغذية الصحية.

ظاهر او پس از سال‌ها تمرکز بر ورزش و تغذیه سالم تغییر کرد.

💡 بدا مظهرها واضحًا في طريقة حديثه أمام الجمهور وفي ثقته بنفسه.

ظاهر او از نحوه صحبت کردنش در مقابل حضار و اعتماد به نفسش مشخص بود.

💡 تحسّن مظهرها شعريًا بعد العلاج الجديد الذي أوصى به الطبيب.

ظاهر موهایش پس از درمان جدیدی که پزشک توصیه کرد، بهبود یافت.

💡 ‬الغريب أنها كانت تتحدث وتضحك‬ ‫مع المدعوين بطريقة طبيعية كأنها ال تشعر بشذوذ مظهرها‪

عجیب اینکه او با مهمانان به طور عادی صحبت می‌کرد و می‌خندید، انگار که هیچ چیز غیرعادی در مورد ظاهرش احساس نمی‌کرد.