مطور
🌐 توسعهدهنده
اسم (noun)
📌 توسعهدهنده
📌 ارتقا دهنده
صفت (adjective)
📌 توسعه یافته
📌 ارتقا یافته
📌 تقویتشده
جمله سازی با مطور
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 اشترت الشركة نظامًا مطور ًا لتحسين سرعة العمل والأمان.
این شرکت یک سیستم پیشرفته برای بهبود سرعت و امنیت کار خریداری کرد.
💡 يجب على مطور البرمجيات أن يختبر شيفرته بعناية لتفادي الأخطاء.
یک توسعهدهنده نرمافزار باید کد خود را با دقت آزمایش کند تا از خطا جلوگیری شود.
💡 يجب على كل مطور واجهة أمامية مواكبة أحدث الاتجاهات في التصميم.
هر توسعهدهندهی فرانتاند باید از آخرین روندهای طراحی بهروز باشد.
💡 قدّم المهندس نموذجًا مطور ًا من الجهاز أمام المديرين.
مهندس، مدل بهبود یافتهای از دستگاه را به مدیران ارائه داد.
💡 يعمل الفريق على برنامج مطور يساعد المستخدمين في تنظيم المهام اليومية.
این تیم در حال کار بر روی یک برنامه بهبود یافته است که به کاربران در سازماندهی کارهای روزانه کمک میکند.
💡 ومع ذلك، جميع الحالات تظهر ان التعاقد مع مطور الويب المهنية تنتج دائما نتيجة أكثر ايجابيه.
با این حال، همه موارد نشان میدهند که استخدام یک توسعهدهنده وب حرفهای همیشه نتیجه مثبتتری به همراه دارد.