متطور
🌐 پیشرفته
صفت (adjective)
📌 پیشرفته
📌 در حال تکامل
📌 توسعه یافته
📌 به خوبی توسعه یافته
📌 مدرن
📌 تکامل یافته
جمله سازی با متطور
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 أصبح الهاتف متطور ًا لدرجة أنه يختصر الكثير من الأعمال اليومية.
این تلفن آنقدر پیشرفته شده که کلی از کارهای روزمره را بی نیاز می کند.
💡 يستخدم المستشفى جهازًا متطور ًا لتشخيص الأمراض بدقة أعلى.
این بیمارستان از تجهیزات پیشرفته برای تشخیص دقیقتر بیماریها استفاده میکند.
💡 النمسا بلد صناعي متطور للغاية وله قطاع خدمات هام.
اتریش یک کشور صنعتی بسیار توسعهیافته با بخش خدمات مهم است.
💡 يعتمد المصنع على نظام صناعي متطور لتقليل الأخطاء.
این کارخانه برای به حداقل رساندن خطاها به یک سیستم صنعتی پیشرفته متکی است.
💡 تحتاج المدن إلى نظام نقل متطور يخفف الازدحام.
شهرها به یک سیستم حمل و نقل پیشرفته نیاز دارند که ازدحام را کاهش دهد.