المتقدمة

🌐 پیشرفته

به معنی «پیشرفته، جلوتر، پیشین / قبلی» است و شکل مؤنثِ «متقدم» می‌باشد. این واژه هم می‌تواند برای چیزی با سطح بالا و پیشرفت‌کرده به‌کار رود و هم برای چیزی که در زمان یا رتبه جلوتر است.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 توسعه یافته

📌 پیشرفته

📌 پیش بردن

📌 مترقی

جمله سازی با المتقدمة

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تربط المجتمعات المتقدمة بين المسؤولية والتمتع بالحرية.

جوامع پیشرفته مسئولیت‌پذیری را با لذت بردن از آزادی پیوند می‌دهند.

💡 يعد والتعليم أساس بناء المجتمعات المتقدمة والمستقرة.

آموزش و پرورش، پایه و اساس ساختن جوامع پیشرفته و پایدار است.

💡 التكنولوجيا المتقدمة تساعدُ الشركاتِ على رفعِ الإنتاجية.

فناوری پیشرفته به شرکت‌ها کمک می‌کند تا بهره‌وری را افزایش دهند.

💡 التحقت الطالبة المتقدمة في المسابقة العلمية بفضل مشروعها المبتكر.

این دانش‌آموز به لطف پروژه نوآورانه‌اش به مسابقه علمی راه یافت.

💡 تعلم الاساسيات أولًا يساعد الطالب على فهم الدروس المتقدمة بسهولة.

یادگیری اصول اولیه به دانش‌آموز کمک می‌کند تا دروس پیشرفته را راحت‌تر درک کند.

💡 تستخدم المستشفيات الأجهزة المتقدمة لتشخيص الأمراض بدقة أكبر.

بیمارستان‌ها از تجهیزات پیشرفته برای تشخیص دقیق‌تر بیماری‌ها استفاده می‌کنند.

💡 يعد التعليم مكونًا رئيسيًا في بناء المجتمعات المتقدمة وتحقيق الاستقرار الاجتماعي.

آموزش و پرورش یک جزء کلیدی در ساختن جوامع پیشرفته و دستیابی به ثبات اجتماعی است.

💡 تعمل الدول المتقدمة على دعم الابتكار والتعليم والتكنولوجيا الحديثة.

کشورهای توسعه‌یافته برای حمایت از نوآوری، آموزش و فناوری مدرن تلاش می‌کنند.

💡 ‬كما أن‬ ‫سنه المتقدمة ِ‬ ‫وص ّحته المعتلة ال تسمحان له بالبحث عن عمل آخر‪

سن بالا و وضعیت نامناسب سلامتی او نیز مانع از آن می‌شود که به دنبال شغل دیگری باشد.

💡 تعتمدُ الجامعةُ على برامج العلوم المتقدمة لتأهيل الباحثين الجدد.

این دانشگاه برای آموزش محققان جدید به برنامه‌های علمی پیشرفته متکی است.

💡 تشتهر بولندا بصناعتها المتقدمة ومعالمها التاريخية العريقة.

لهستان به خاطر صنعت پیشرفته و بناهای تاریخی باستانی‌اش مشهور است.

کلمات مرتبط