مضطر
🌐 اجباری
اسم (noun)
📌 ناامید
صفت (adjective)
📌 مجبور
📌 موظف
📌 مقید
جمله سازی با مضطر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 فلنق ل بس بب الخصوصية وأنني مضطر لكسرها اآلن.
بگذریم که الان باید حریم خصوصی ام را بشکنم.
💡 إنه مضطر للبقاء في مصر ألن مرتبه كبير ووظيفته مريحة ال يستطيع أن يجد مثلها في لندن
او مجبور است در مصر بماند چون حقوقش بالاست و کارش راحت است؛ او نمیتواند چیزی شبیه به آن را در لندن پیدا کند.
💡 كنتُ مضطر ًا إلى مغادرةِ المكتبِ مبكرًا بسببِ ظرفٍ عائليٍّ طارئٍ.
به دلیل یک مشکل خانوادگی مجبور شدم زودتر از محل کارم خارج شوم.
💡 ولكنني مضطر أن أبحر بمحاذاة ساحلك حتى أصل إلى هناك.
اما من باید تا رسیدن به آنجا در امتداد ساحل شما حرکت کنم.
💡 أحيانًا نكونُ مضطر ين لاتخاذِ قرارٍ صعبٍ رغمَ أننا لا نريده.
گاهی اوقات ما مجبوریم تصمیمات سختی بگیریم، هرچند که نمیخواهیم.
💡 أصبحَ المسافرُ مضطر ًا للانتظارِ في المطارِ بعدَ تأخرِ الرحلةِ عدةَ ساعاتٍ.
مسافر پس از تاخیر چند ساعته پرواز، مجبور شد در فرودگاه منتظر بماند.