تضطر
🌐 تو مجبوری.
دیکشنری عربی به فارسی
📌 مجبور شدن
📌 داشتن
📌 نیرو
📌 مجبور بودن
📌 موظف بودن
جمله سازی با تضطر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 كتبتُ الملاحظات واضحة لرويتها كي لا تضطر إلى السؤال مرة أخرى.
من یادداشتها را واضح نوشتم تا مجبور نباشید دوباره بپرسید.
💡 أحيانًا تضطر إلى تغيير خطتك بسبب ظروف العمل المفاجئة.
گاهی اوقات به دلیل شرایط کاری غیرمنتظره مجبور میشوید برنامه خود را تغییر دهید.
💡 من الأفضل أن تضع الكتاب مكانه في الحقيبة حتى لا تضطر إلى البحث عنه لاحقًا.
بهتر است کتاب را سر جای خودش در کیف بگذارید تا بعداً مجبور نباشید دنبالش بگردید.
💡 كثير من الأسر تضطر إلى اللجوء إلى أقاربها عند الأزمات المالية الصعبة.
بسیاری از خانوادهها در مواقع بحرانهای مالی سخت مجبور میشوند به اقوام خود مراجعه کنند.
💡 عندما تضطر للاختيار بين أمرين صعبين، فكر جيدًا قبل أن تحسم قرارك.
وقتی مجبوری بین دو چیز دشوار یکی را انتخاب کنی، قبل از تصمیم گیری خوب فکر کن.
💡 وتظاهرت بأنها لم تسمع السؤال حتى لا تضطر للرد.
وانمود کرد که سوال را نشنیده تا مجبور به پاسخ دادن نشود.