مصغرة
🌐 مینیاتوری
دیکشنری عربی به فارسی
📌 مینیاتوری
📌 مینی
📌 کوچک
📌 کوچک شده
📌 کوچکتر
📌 میکرو
جمله سازی با مصغرة
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 العطارون رؤوسهم بين تالل مصغرة من البهار الهندي الملون
تاجران ادویه سرشان را در میان تپههای مینیاتوری ادویههای رنگارنگ هندی فرو بردهاند.
💡 اشترتْ العائلةُ مكتبةً مصغرة توضعُ في زاويةِ غرفةِ المعيشةِ دونَ أن تأخذَ مساحةً كبيرةً.
خانواده یک کتابخانه کوچک خریدند که در گوشه اتاق نشیمن جا میشد و جای زیادی نمیگرفت.
💡 إنها في الأساس مدينة مصغرة تم التخلي عنها كليا.
این اساساً یک شهر مینیاتوری است که کاملاً متروکه شده است.
💡 في المتحفِ، عُرضتْ نسخةٌ مصغرة من القلعةِ القديمةِ أمامَ الزوّارِ.
در موزه، یک نسخه مینیاتوری از قلعه قدیمی برای بازدیدکنندگان به نمایش گذاشته شده بود.
💡 صنعَ الحرفيُّ عربةً مصغرة من الخشبِ لعرضِ مهارتِه في السوقِ الشعبيِّ.
این صنعتگر یک گاری چوبی مینیاتوری ساخت تا مهارت خود را در بازار محلی به نمایش بگذارد.
💡 وعندي أن كتاب وشعراء العالم العربي في أيامنا هذه يمثلون ,ولكن بصورة مصغرة جداً , نفس الفكرة ونفس الحالة ونفس العهد.
من معتقدم که نویسندگان و شاعران جهان عرب در زمان ما، هرچند به شکلی بسیار کوچک، نمایندهی همان ایده، همان وضعیت و همان دوران هستند.