مصرع

🌐 مرگ

در ادبیات، همان نیم‌مصراع یا یکی از دو بخش بیت است. همچنین در زبان عربی و فارسی، گاهی به «جای افتادن» یا «جای کشته شدن» نیز گفته می‌شود، اما در کاربرد ادبی، معنای اصلی همان بخش از بیت شعر است.

اسم (noun)

📌 کشتن

📌 مرگ

📌 مرده

📌 قتل

دیکشنری عربی به فارسی

📌 کشته شدند

📌 درگذشت

جمله سازی با مصرع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 لقي العاملُ مصرع ه في الحادث المؤسف على الطريق السريع.

این کارگر در این تصادف ناگوار در بزرگراه جان باخت.

💡 هزّ مصرع القائدِ الناسَ جميعًا في المدينة.

مرگ رهبر همه را در شهر شوکه کرد.

💡 ان أولئك المسؤولين عن مصرع المئات من الشباب يجب أن يواجهوا العدالة.

کسانی که مسئول مرگ صدها جوان هستند باید با عدالت روبرو شوند.

💡 ‬بعدها حكت له قصة مصرع أهلها بسبب الحروب بين‬ ‫إلامبراطورين ألاحمر وألاصفر

سپس داستان چگونگی نابودی خانواده‌اش در جنگ‌های بین امپراتوران سرخ و زرد را برایش تعریف کرد.

💡 وقد أسفر الحادث عن مصرع الطيارين.

این حادثه منجر به مرگ خلبانان شد.

💡 نجا الطفلُ من الحادث، بينما كان مصرع السائق سريعًا.

کودک از این حادثه جان سالم به در برد، در حالی که راننده به سرعت جان باخت.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران