مشتعل
🌐 سوزش
صفت (adjective)
📌 سوزش
📌 شعلهور
📌 در آتش
📌 آتشین
📌 مشتعل
📌 روشن
📌 ملتهب
📌 شعلهور شده
جمله سازی با مشتعل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اما هو فكان بحالة يرثى لها وهو يتعذب بعيدا عنها لكن مازال غضبه مشتعل ولم يخمد بعد.
اما او در وضعیت رقتانگیزی بود و از دوری او رنج میبرد، اما خشمش هنوز شعلهور بود و فروکش نکرده بود.
💡 تحدثت بغضب مشتعل بسبب المعاملة غير العادلة التي تلقتها في العمل.
او با خشم سوزان درباره رفتار ناعادلانهای که در محل کار با او میشد صحبت کرد.
💡 بقي الجدل مشتعل ًا بين الحضور طوال الاجتماع.
بحث در میان حاضران در طول جلسه همچنان داغ بود.
💡 كان الحطب مشتعل ًا داخل الموقد في ليلة الشتاء الباردة.
هیزم در یک شب سرد زمستانی درون بخاری میسوخت.
💡 ظهرت السيارة مشتعل ة بعد الحادث مباشرة، فابتعد الناس بسرعة.
بلافاصله پس از تصادف، ماشین آتش گرفت و مردم به سرعت محل را ترک کردند.