مرنغ

🌐 مرنگ

این واژه در عربی رایج و معیارِ کلاسیک نیست و بیشتر به‌صورت واژه‌ای دخیل یا نادر به نظر می‌رسد؛ در برخی کاربردهای محاوره‌ای یا متنی ممکن است به معنای چیزی نرم، پف‌دار یا شبیه «مرنگ / مِرینگ» در فارسی و اروپایی‌ها به کار رود، اما بدون متنِ دقیق نمی‌توان معنی قطعی داد.

اسم (noun)

📌 مرنگ

جمله سازی با مرنغ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 تريد مني للحفاظ على قطعة من أن مرنغ الليمون؟

می‌خوای یه تیکه از اون مرنگ لیمویی رو نگه دارم؟

💡 أنا أبدو مثل فطيرة مرنغ الليمون.

من شبیه پای مرنگ لیمویی هستم.

💡 في المقهى، كان مرنغ الليمون خفيفًا ولذيذًا بشكلٍ لفت انتباه الزبائن.

در کافه، مرنگ لیمویی آنقدر سبک و خوشمزه بود که توجه مشتریان را به خود جلب کرد.

💡 اشتهرت الحلوى الفرنسية مرنغ بقوامها المقرمش من الخارج والناعم من الداخل.

مرنگ دسر فرانسوی به خاطر ترد بودن قسمت بیرونی و نرمی قسمت داخلی‌اش معروف است.

💡 أعدّت الأمّ مرنغ هشًّا لتزيين الكعكة في عيد ميلاد ابنتها الصغيرة.

مادر برای تزیین کیک تولد دختر کوچکش، یک مرنگ پفکی آماده کرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران