مرافق

🌐 امکانات رفاهی

این واژه جمعِ «مَرفَق» یا به‌طور کلی به معنای «همراهان، امکانات، تأسیسات و ملحقات» می‌آید، بسته به بافت جمله. مثلاً در ترکیب «مرافق عمومی» یعنی خدمات و تأسیسات عمومی، و در معنای شخصی هم می‌تواند به همراهان اشاره کند.

اسم (noun)

📌 تأسیسات

📌 اسکورت

صفت (adjective)

📌 همراه

📌 متصدی

صفت / اسم (adjective / noun)

📌 سودمندی

جمله سازی با مرافق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وقد بدأت عملية إزالة الألغام وسوف تستمر بطريقة تؤدي إلى تيسير إعادة افتتاح مرافق إنتاج النفط في أبدر وقت ممكن.

روند مین‌زدایی آغاز شده و به گونه‌ای ادامه خواهد یافت که بازگشایی تأسیسات تولید نفت را در اسرع وقت تسهیل کند.

💡 تم احداثا مرافق خدمية قرب المدرسة ليستفيد منها السكان والطلاب على حد سواء.

امکانات خدماتی در نزدیکی مدرسه برای بهره‌مندی ساکنان و دانش‌آموزان ایجاد شد.

💡 يحتاج الفندق إلى مرافق حديثة تضمن راحة النزلاء.

این هتل برای رفاه حال مهمانان خود به امکانات مدرن و به‌روز نیاز دارد.

💡 أضافت البلدية مرافق رياضية في الحي لتشجيع الشباب.

شهرداری برای تشویق جوانان، امکانات ورزشی را در محله اضافه کرد.

💡 ‬لكن عندي بعض التساؤالت حول طبيعة‬ ‫‬‫ُ‬ ‫الدعم الذي سأقدمه لهم وهل سأكون جز ًءا من البحث أم مرافق وداعم‬ ‫فقط؟

اما در مورد ماهیت حمایتی که به آنها ارائه خواهم داد، چند سوال دارم. آیا من بخشی از تحقیق خواهم بود یا فقط یک همراه و حامی؟

💡 يوجد مرافق عامة جديدة قرب الحديقة لخدمة الزوار.

امکانات عمومی جدیدی در نزدیکی پارک برای خدمت رسانی به بازدیدکنندگان وجود دارد.

کلمات مرتبط