مخيم

🌐 اردوگاه

واژهٔ «مخيم» در عربی به معنای اردوگاه، چادرگاه یا محل برپا شدن خیمه‌ها است. این کلمه معمولاً برای جایی به کار می‌رود که گروهی از مردم به‌صورت موقت در آن اقامت می‌کنند، مانند اردوگاه پناهندگان، اردوگاه نظامی یا محل اسکان موقت در سفر و مناسبت‌ها. ریشهٔ آن به «خیمه» برمی‌گردد و با مفهوم سکونت موقت و جمعی ارتباط دارد.

اسم (noun)

📌 اردوگاه

📌 آتش اردو

📌 محل کمپ

📌 کمپر

📌 محوطه اردوگاه

📌 جامبوری

جمله سازی با مخيم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ‫اليوم هو آخر يوم لنا في مخيم الكشافة

امروز آخرین روز ما در اردوی پیشاهنگی است.

💡 أمضى المتطوع عام في مخيم للاجئين ليساعد الأسر المحتاجة بكل طاقته.

این داوطلب یک سال را در اردوگاه پناهندگان گذراند و با تمام وجود به خانواده‌های نیازمند کمک کرد.

💡 زار السائح مخيم البدو وتعرّف على أسلوب حياتهم البسيط والعملي.

این گردشگر از اردوگاه بادیه‌نشینان بازدید کرد و با شیوه زندگی ساده و کاربردی آنها آشنا شد.

💡 زارنا المرشد في مخيم الصيف ليشرح لنا برنامج الأنشطة الرياضية والثقافية.

راهنما در اردوی تابستانی به ما سر زد تا برنامه فعالیت‌های ورزشی و فرهنگی را برایمان توضیح دهد.

💡 يحتاج مخيم الحجاج إلى تنظيم دقيق لتوفير الماء والخدمات لكل الزائرين.

اردوگاه زائران نیاز به سازماندهی دقیقی دارد تا آب و خدمات لازم را برای همه بازدیدکنندگان فراهم کند.

💡 ‬من‬ ‫االستاذ فهمي المشرف على مخيم الكشافة كله‬

از طرف پروفسور فهمی، سرپرست کل اردوی پیشاهنگی

💡 أقام اللاجئون مخيم ًا صغيرًا قرب الحدود بعد أن اضطروا إلى مغادرة بيوتهم فجأة.

پناهندگان پس از آنکه مجبور به ترک ناگهانی خانه‌هایشان شدند، اردوگاه کوچکی در نزدیکی مرز برپا کردند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران