مخنوق
🌐 خفه شده
صفت (adjective)
📌 خفه شده
📌 کلاستروفوبیک
وجه وصفی (participle)
📌 خفه شد
جمله سازی با مخنوق
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 جودى بحب:صوتك كان مخنوق وزعالن ماقدرتش استحمل.
جودی با محبت گفت: صدایت گرفته و ناراحت به نظر می رسید، طاقت نیاوردم.
💡 كانَ صوتهُ مخنوقًا من شدّةِ البكاءِ حينَ تلقّى الخبرَ المؤلمَ مساءَ أمس.
دیشب که خبر دردناک را شنید، صدایش از هق هق گرفته بود.
💡 بدتِ السيارةُ مخنوقةً وسطَ الزحامِ الشديدِ في وسطِ المدينةِ عندَ الظهيرة.
به نظر می رسید ماشین در ترافیک سنگین ظهر مرکز شهر گیر کرده است.
💡 دخلَ إلى الغرفةِ وهو يشعرُ بأنهُ مخنوقٌ من دخانِ الحريقِ في الممرّ.
او در حالی که از دود آتش در راهرو احساس خفگی میکرد، وارد اتاق شد.
💡 قاسم كان مخنوق اووى وكنت عايزه أخرجوا من اللى كان فيه.
قاسم خیلی پریشان بود و من میخواستم او را از این حال و هوا بیرون بیاورم.
💡 بصوت مخنوق من الألم، بالكاد وصلت همسته إلى أذنها.
صدایش از درد خفه شده بود، زمزمهاش به زحمت به گوش او میرسید.