تختنق

🌐 خفه کردن

این واژه به معنی «خفه می‌شوی» یا «نفس‌ات بند می‌آید» است. از ریشه «اختناق» می‌آید و برای حالتی به کار می‌رود که تنفس دشوار یا متوقف شود؛ هم به معنای جسمیِ خفگی و هم گاهی به معنای فشار شدید روانی یا سیاسی.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 خفه کردن

📌 خفگی

📌 خفه شدن

📌 خفه شده

📌 خفه کننده ها

📌 خفه کننده

جمله سازی با تختنق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وإذا لم تكن بحوزتك أجهزة تنفس فسوف تختنق في لحظات.

اگر دستگاه تنفس نداشته باشید، در عرض چند لحظه خفه خواهید شد.

💡 ما أن تعلق الفريسة، تلفّ النبتة أوراقها عليها، وتترك الحشرة إلى أن تختنق أو ترهق نفسها حتى الموت.

به محض اینکه طعمه به دام می‌افتد، گیاه برگ‌هایش را دور آن می‌پیچد و حشره را رها می‌کند تا خفه شود یا از شدت گرسنگی بمیرد.

💡 قد تختنق الغرفة إذا أُغلقت النوافذ ولم يدخلها الهواء لفترة طويلة.

اگر پنجره‌ها بسته باشند و برای مدت طولانی هوایی وارد نشود، ممکن است اتاق خفه شود.

💡 حسناً، لقد كانت تختنق ولم أتدخل لمنع ذلك.

خب، او داشت خفه می‌شد و من برای متوقف کردنش دخالت نکردم.

💡 شعرتُ أنني تختنق من الزحام في الحافلة المزدحمة صباحًا.

صبح‌ها توی اتوبوس شلوغ از شدت شلوغی احساس خفگی می‌کردم.

💡 القطط الصغيرة قد تختنق إذا لم يتم مراقبتها أثناء النوم.

اگر بچه گربه ها هنگام خواب تحت نظارت نباشند، ممکن است خفه شوند.

💡 لا تدعها تختنق بأيّ شيء تبصقه.

نگذارید با هر چیزی که بیرون می ریزد خفه شود.

کلمات مرتبط