محسوب
🌐 محاسبه شده
صفت (adjective)
📌 محاسبه شده
📌 اندازهگیری شده
📌 کالیبره شده
📌 شمارش شده
📌 اندازه گیری شده
جمله سازی با محسوب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هذا الخطأُ محسوب ضمنَ التكاليفِ المتوقعةِ عندَ التخطيطِ للمشروع.
این خطا هنگام برنامهریزی پروژه در هزینههای مورد انتظار لحاظ میشود.
💡 كلُّ قرارٍ في الشركةِ محسوب بدقةٍ قبلَ أن يُعتمدَ رسميًا.
هر تصمیمی در شرکت قبل از اتخاذ رسمی، با دقت محاسبه میشود.
💡 كانَ نجاحُهُ محسوب ًا نتيجةَ العملِ المتواصلِ لا مجردِ الحظِّ.
موفقیت او نتیجهی کار مداوم بود، نه فقط شانس.
💡 وعندما تفشل جهود الوقاية هذه، تظهر الحاجة إلى العمل السريع ولكنه محسوب وهادف.
وقتی این تلاشهای پیشگیرانه شکست میخورند، نیاز به اقدام سریع اما حسابشده و هدفمند مطرح میشود.
💡 والمتوسط النهائي محسوب على المواد الأكاديمية فقط.
میانگین نهایی فقط بر اساس دروس دانشگاهی محاسبه میشود.
💡 باتت بعض الحركات قوى متمردة قوية، تسيطر على الأراضي، وتحلّ محل الدولة وتحكم بمزيج محسوب من الإكراه والاستمالة.
برخی از جنبشها به نیروهای شورشی قدرتمندی تبدیل شدهاند که قلمرویی را کنترل میکنند، جایگزین دولت میشوند و با ترکیبی حسابشده از اجبار و ترغیب حکومت میکنند.