محرض

🌐 فتنه گر

یعنی «تحریک‌کننده، وادارکننده، برانگیزاننده». در عربی از ریشهٔ «حرض» می‌آید و معمولاً برای کسی یا چیزی به‌کار می‌رود که دیگری را به انجام کاری تحریک می‌کند.

اسم (noun)

📌 فتنه گر

📌 همزن

📌 تحریک کننده

صفت (adjective)

📌 القا شده

📌 تحریک آمیز

جمله سازی با محرض

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اعتُقل الرجل لأنه كان محرض ًا على العنف في خطبه العامة.

این مرد به دلیل تحریک خشونت در سخنرانی‌های عمومی خود دستگیر شد.

💡 المشكلة هي تحديد مكان عملاق، محرض الصوتية.

مشکل، پیدا کردن یک شیء غول‌پیکر و دارای خاصیت آکوستیک است.

💡 رفضت الشركة منشورًا محرض ًا يسيء إلى المنافسين بطريقة غير قانونية.

این شرکت یک پست تحریک‌آمیز که به طور غیرقانونی رقبا را بدنام کرده بود، رد کرد.

💡 حذّر المدرس الطلاب من الاستماع إلى أي كلام محرض يزرع الكراهية.

معلم به دانش‌آموزان هشدار داد که به هرگونه سخنرانی تحریک‌آمیز که بذر نفرت می‌پاشد، گوش ندهند.

💡 على الأرجح، الضغط النفسي يسبب التهاب، وهو محرض معروف من أمراض القلب، ولكن ذلك لم يثبت.

به احتمال زیاد، استرس روانی باعث التهاب می‌شود که یک عامل شناخته شده برای بیماری قلبی است، اما این موضوع هنوز ثابت نشده است.

💡 عاشق ماكر و حقود محرض سينتهي بهم الأمر مبعثرين بطلقة مسدس،

یک عاشق حیله‌گر و یک فتنه‌گر کینه‌توز، سرانجام با یک شلیک گلوله از هم می‌پاشند.

کلمات مرتبط