محرک

🌐 موتور

یعنی «جنباننده، برانگیزاننده، عاملِ حرکت یا انگیزه». این واژه در فارسی و عربی هم برای «عامل حرکت دادن» به‌کار می‌رود و هم برای «انگیزه» یا «محرک» در معنای روان‌شناختی و فنی.

جمله سازی با محرک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 توقف محرك السيارة فجأة عند الإشارة، فاضطر السائق إلى الاتصال بالميكانيكي.

موتور ماشین ناگهان پشت چراغ قرمز خاموش شد و راننده مجبور شد با مکانیک تماس بگیرد.

💡 أصلح الفني محرك المولد بعد أن سمع صوتًا غير طبيعي أثناء التشغيل.

تکنسین پس از شنیدن صدای غیرعادی در حین کار، موتور ژنراتور را تعمیر کرد.

💡 يعمل محرك الطائرة بكفاءة عالية حتى في درجات الحرارة المنخفضة.

موتور هواپیما حتی در دماهای پایین نیز با راندمان بالا کار می‌کند.

کلمات مرتبط