متعدل
🌐 متوسط
این شکل در عربی رایج نیست و احتمالاً منظور «معتدل» بوده است. معتدل یعنی «میانهرو»، «نه افراطی و نه تفریطی»، یا «دارای تعادل». مثلاً «هوای معتدل» یعنی هوایی که خیلی گرم یا خیلی سرد نیست، و «فرد معتدل» یعنی شخصی با رفتار و دیدگاه متعادل.
جمله سازی با متعدل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 كان سعر المنتج متعدل مقارنةً بالأسعار الأخرى في السوق المحلي.
قیمت این محصول در مقایسه با سایر قیمتهای موجود در بازار محلی، مناسب بود.
💡 حاول المدير أن يحافظ على صوت متعدل أثناء النقاش حتى لا يتوتر الموظفون.
مدیر سعی کرد در طول بحث، لحن صدای معتدلی را حفظ کند تا کارمندان را ناراحت نکند.
💡 وصلت درجات الحرارة إلى مستوى متعدل بعد هطول المطر في المساء.
دمای هوا پس از باران عصرگاهی به حد متعادلی رسید.