لِمَسْح

🌐 پاک کردن

یعنی «برای پاک کردن، کشیدن دست، یا مسح کردن»؛ مسح می‌تواند به معنی پاک‌کردن سطح، یا در برخی کاربردهای دینی، کشیدن دستِ تر بر عضو باشد.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 نظرسنجی

📌 پاک کردن

📌 اسکن کردن

📌 برای اسکن

جمله سازی با لِمَسْح

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 استعمل العامل قطعة قماش لمسح الطاولة بعد انتهاء الطعام.

کارگر بعد از تمام شدن غذا، از یک پارچه برای پاک کردن میز استفاده کرد.

💡 ‬إذ إن‬ ‫باألمس‬ ‫سمعت ّأمي تطلب من أبي أن يشتري لنا شيئا من مالبس ال ّ‬ ‫ُ‬ ‫مالبسنا لم تعد صالحة حتّى لمسح األرض!

دیروز شنیدم که مادرم از پدرم می‌خواست برایمان لباس بخرد، چون لباس‌هایمان دیگر حتی برای تی کشیدن کف زمین هم مناسب نیستند!

💡 احتاجت المعلمة إلى وقت لمسح السبورة قبل بدء الدرس الجديد.

معلم قبل از شروع درس جدید به زمان نیاز داشت تا تخته را پاک کند.

💡 استخدمتُ قطعة قماش نظيفة لمسح الطاولة بعد الطعام.

بعد از غذا، با یک پارچه تمیز میز را پاک کردم.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران