للقلق

🌐 نگران بودن.

«لِلْقَلَق» به معنای «برای اضطراب» یا «مربوط به نگرانی» است. «قلق» یعنی نگرانی، تشویش، بی‌قراری یا اضطراب ذهنی. این واژه در روان‌شناسی، گفتار روزمره و متون ادبی برای بیان حالت ناآرامی و دغدغه زیاد استفاده می‌شود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 نگرانی

📌 نگران

📌 اضطراب

📌 زنگ هشدار

جمله سازی با للقلق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 لم نجد داعي للقلق لأن النتائج كانت أفضل من المتوقع.

ما دلیلی برای نگرانی نداشتیم زیرا نتایج بهتر از حد انتظار بود.

💡 الأب یری لا حاجة للقلق ما دام الأطفال عادوا إلى البيت سالمين.

پدر تا زمانی که بچه‌ها به سلامت به خانه برگشته‌اند، دلیلی برای نگرانی نمی‌بیند.

💡 حاول الطبيب تهدئة المريض كي لا يجد مجالًا للقلق والتوتر.

پزشک سعی کرد بیمار را آرام کند تا جایی برای اضطراب و استرس نداشته باشد.

💡 المستشفى إنه ليس بعيدا، لذلك لا داعي للقلق بشأن الطريق.

بیمارستان خیلی دور نیست، بنابراین نیازی به نگرانی در مورد جاده نیست.

💡 حسنا حسنا، لا داعي للقلق الآن، فالأمور ستتحسن مع الوقت والعمل.

باشه، باشه، الان دیگه نیازی به نگرانی نیست، با گذشت زمان و کار، اوضاع بهتر میشه.

💡 فبیه أثر واضح للقلق ظهر على وجهه بعد سماع النتيجة.

پس از شنیدن نتیجه، نشانه‌ی آشکاری از اضطراب در چهره‌اش نمایان شد.

💡 انتشر للقلق بين الأهالي بعد تأخر وصول الأخبار من المنطقة البعيدة.

پس از آنکه اخبار از منطقه دوردست با تأخیر رسید، اضطراب در میان ساکنان گسترش یافت.

💡 في هذه الحالة تجد لا سببَ للقلق إذا اتبعت التعليمات.

در این صورت، اگر دستورالعمل‌ها را دنبال کنید، دلیلی برای نگرانی نخواهید یافت.

💡 لها قال الطبيب إن الفحوصات مطمئنة ولا داعي للقلق هذه المرة.

دکتر به او گفت که آزمایش‌ها اطمینان‌بخش هستند و این بار نیازی به نگرانی نیست.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران