للعمل

🌐 برای کار

«العمل» یعنی «کار، عمل، فعالیت، اقدام» و «للعمل» یعنی «برای کار» یا «مربوط به فعالیت / عمل». این عبارت در متن‌های اداری، اخلاقی و دینی زیاد دیده می‌شود و می‌تواند به تلاش، وظیفه، اشتغال یا انجام عمل اشاره داشته باشد.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 کار کردن

📌 برای کار

📌 برای اقدام

📌 عمل کردن

📌 برای فعالیت

📌 خدمت کردن

جمله سازی با للعمل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 هذا المشروع يحتاج إلى حيزٍ مناسب للعمل الجماعي والابتكار.

این پروژه به فضایی مناسب برای کار تیمی و نوآوری نیاز دارد.

💡 ءاتيتنا فرصةً ثمينةً للعمل مع فريقٍ محترفٍ ومخلص.

شما به ما فرصت ارزشمندی برای همکاری با یک تیم حرفه‌ای و متعهد داده‌اید.

💡 ذبحوا الأضحيةَ عند الفجر، وكان الجو مناسبًا للعمل السريع.

آنها حیوان قربانی را هنگام سحر ذبح کردند و هوا برای کار سریع مناسب بود.

💡 انتقل الرجل إلى الشيشان للعمل مع عائلته في مدينة جديدة.

این مرد برای کار با خانواده‌اش در شهری جدید به چچن نقل مکان کرد.

💡 تطلبه الشركة للعمل معها لأنه يمتلك خبرة طويلة في المجال.

این شرکت می‌خواهد او با آنها همکاری کند زیرا او تجربه گسترده‌ای در این زمینه دارد.

💡 يوجد مكتب صغير في بيتي أستخدمه للعمل والدراسة.

من یک دفتر کوچک در خانه‌ام دارم که برای کار و مطالعه از آن استفاده می‌کنم.

💡 تقودنا هذه الخطة إلى تنظيم أفضل للعمل داخل المؤسسة بشكل واضح.

این طرح به وضوح ما را به سمت سازماندهی بهتر کار در داخل سازمان هدایت می‌کند.

💡 اختار المدير الماكن الجديد للمكتب لأنه أوسع وأكثر ملاءمة للعمل اليومي.

مدیر فضای اداری جدید را انتخاب کرد زیرا جادارتر و برای کار روزانه راحت‌تر است.

💡 أعجبني القميص الذي الجديد لأنه مناسب للعمل اليومي.

من پیراهن جدید را دوست داشتم چون برای کار روزمره مناسب است.

💡 الهاتف يحتاجه الموظف للعمل والتواصل مع الزبائن طوال اليوم.

کارمند برای کار و ارتباط با مشتریان در طول روز به تلفن نیاز دارد.

💡 قسّم المعلمُ الطلابَ إلى ثلاثةِ مجموعاتٍ للعمل الجماعي.

معلم دانش‌آموزان را برای کار گروهی به سه گروه تقسیم کرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران