للرحيل

🌐 ترک کردن.

«الرحيل» به معنی رفتن، کوچ کردن، ترک کردن، یا عزیمت است. این کلمه بیشتر بر لحظهٔ جدا شدن یا ترکِ یک مکان، شخص، یا وضعیت تأکید دارد. «للرحيل» یعنی «برای رفتن» یا «برای کوچ»، و ممکن است در سفر، مهاجرت، یا حتی در معنای استعاریِ پایان یک مرحله از زندگی به کار برود.

فعل (verb)

📌 عزیمت کردن

📌 برای بیرون رفتن

📌 بیرون رفتن

صفت (adjective)

📌 رفتن

دیکشنری عربی به فارسی

📌 ترک کردن

جمله سازی با للرحيل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ‬ميكنك استئجار أو رشاء واحدا بعد دفع فاتورة املستشفى»‬ ‫ربت الطبيب عىل كتف ربيع ووقف مستعدا للرحيل‪

«بعد از پرداخت صورتحساب بیمارستان، می‌توانید یکی اجاره کنید یا بخرید.» دکتر به شانه ربیع زد و آماده رفتن شد.

💡 أعلن المدير أن الموعد النهائي للرحيل من الفندق سيكون عند العاشرة صباحًا بدقة.

مدیر اعلام کرد که آخرین زمان برای ترک هتل دقیقاً ساعت ۱۰ صبح خواهد بود.

💡 ‬فرحنا بهدوء وانتظام نلملم ألادوات واستعددنا للرحيل.

با آرامش و برنامه ریزی وسایلمان را جمع کردیم و آماده رفتن شدیم.

💡 تكتمل األهلية‬ ‫الكاملة للرحيل إليك عند نهاية كل قصيدة ونهاية كل معزوفة‬ ‫موسيقية‪

ظرفیت کامل برای عزیمت به سوی تو، در پایان هر شعر و پایان هر قطعه موسیقی حاصل می‌شود.

💡 ‫وال أتمنى ذلك كل ما أتمناه هو ذهابك فلتكن وفيا للرحيل ألكون مخلصة‬ ‫للنسيان‪

من چنین آرزویی ندارم. تنها آرزویم این است که تو بروی. به رفتنت وفادار باش، و من به فراموش کردنت وفادار خواهم ماند.

💡 جهز المسافر حقيبته مبكرًا، فقد حان الوقت للرحيل قبل أن تزدحم الطرق وتطول الحركة.

مسافر چمدانش را زود بست، چون وقت حرکت بود، قبل از اینکه جاده‌ها شلوغ شوند و ترافیک طولانی شود.

💡 لم يكن للرحيل سهلاً على الأسرة، لأن الذكريات الجميلة بقيت مرتبطة بالمكان القديم.

ترک آنجا برای خانواده آسان نبود، زیرا خاطرات زیبا با مکان قدیمی گره خورده بودند.

کلمات مرتبط