للجنون

🌐 برای دیوانگی

این عبارت به معنی «برای دیوانگی» یا «مربوط به جنون» است. واژه‌ی «الجنون» در عربی به حالت دیوانگی، از دست رفتن تعادل ذهنی، یا رفتار بسیار غیرعادی گفته می‌شود. در برخی موارد نیز به‌صورت مجازی برای توصیف شدت احساسات یا کارهای بسیار افراطی استفاده می‌شود، اما معنی اصلی آن همان جنون و دیوانگی است.

اسم (noun)

📌 جنون

📌 دیوانگی

صفت (adjective)

📌 دیوانه

📌 دیوانه کننده

جمله سازی با للجنون

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 أحيانًا يدفعُ الخوفُ من الفشلِ بعضَ الناسِ للجنون بدلَ أنْ يدفعهمْ إلى التقدّم.

گاهی اوقات ترس از شکست، برخی افراد را به جای اینکه به سمت پیشرفت سوق دهد، به سمت دیوانگی سوق می‌دهد.

💡 كان المجانين في الرواية رمزاً للجنون الاجتماعي لا للمرض فقط.

دیوانگان رمان، نماد جنون اجتماعی بودند، نه صرفاً بیماری.

💡 ‫جزت للغة كليا أن تمس‬ ‫وأن تكفي وتكفل وحدتي‬ ‫جزت للحجاب أن يسترني‬ ‫وجزت للجنون أن يكشفني‬ ‫جزت للحضور أن يَتَ َحيون‬ ‫ويتصوف‬ ‫وينتفي‪.

من اجازه داده‌ام زبان، تنهایی مرا لمس کند، کفایت کند و تضمین کند. من اجازه داده‌ام حجاب مرا بپوشاند و اجازه داده‌ام جنون مرا آشکار کند. من اجازه داده‌ام حضور، زنده شود، عرفانی شود و ناپدید گردد.

💡 وصلَ ضغطُ العملِ إلى درجةٍ جعلتْ الموظفَ يشعرُ للجنون من كثرةِ المهامِّ المتراكمة.

فشار کاری به جایی رسید که کارمند از حجم زیاد وظایف انباشته شده احساس کرد دارد دیوانه می‌شود.

💡 ‫كلما زادت حريتك وإنسانيتك في المجتمع العربي كلما زاد اغترابك‬ ‫وألمك ونوازعك للجنون واالنتحار‪.

هر چه در جامعه عرب آزادی و انسانیت بیشتری داشته باشید، از خودبیگانگی، درد و گرایش به جنون و خودکشی بیشتری را تجربه خواهید کرد.

💡 وصفَ النقّادُ الأداءَ المسرحيَّ بأنَّهُ يقتربُ للجنون بسببِ سرعتهِ وجرأتهِ غيرِ المعتادة.

منتقدان این اجرای تئاتری را به دلیل سرعت و جسارت غیرمعمول، در مرز جنون توصیف کردند.

کلمات مرتبط