للتسوق
🌐 خرید
دیکشنری عربی به فارسی
📌 خرید
📌 برای خرید
📌 مرکز خرید
جمله سازی با للتسوق
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 يضم المول مطاعم ومقاهي متعددة، لذلك يقصده الناس للتسوق والترفيه معًا.
این مرکز خرید شامل رستورانها و کافههای متعددی است، بنابراین مردم هم برای خرید و هم برای تفریح به آنجا میروند.
💡 فبعدما ذهب للتسوق في فونشال في إحدى الليالي الباردة من أجل شراء ألعاب لكارل لودويج أصابته نوبة التهاب شعبي.
پس از اینکه در یک شب سرد برای خرید اسباببازی برای کارل لودویگ به فونچال رفت، به برونشیت مبتلا شد.
💡 خرجت الأسرة صباحاً للتسوق في السوق الشعبي القريب.
خانواده صبح برای خرید به بازار محلی نزدیک رفتند.
💡 ذهبتُ إلى المركز التجاري للتسوق وشراء بعض الهدايا.
برای خرید و خرید هدیه به مرکز خرید رفتم.
💡 تذهب عادةً إلى الأحياء الشمالية للتسوق في المحلات الحصرية والمتاجر.
او معمولاً برای خرید از بوتیکها و فروشگاههای لوکس به محلههای شمالی میرود.
💡 البطاقة الهدية هي الحل الأمثل للتسوق في اللحظات الأخيرة لعيد الميلاد.
کارت هدیه، راه حل مناسبی برای خریدهای لحظه آخری کریسمس است.