لقراءة
🌐 برای خواندن
فعل (verb)
📌 برای خواندن
جمله سازی با لقراءة
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 أعجبتني فکرة السفر بالقطار لأنها أكثر هدوءًا وتمنحني وقتًا لقراءة الكتب.
من ایده سفر با قطار را دوست داشتم چون خلوتتر است و به من فرصت میدهد کتاب بخوانم.
💡 اختاره المعلم لقراءة النص أمام الصف.
معلم او را انتخاب کرد تا متن را جلوی کلاس بخواند.
💡 نادیٰه المعلمةُ إلى المنصة لقراءة النص أمام الطالبات.
معلم او را به سکو فراخواند تا متن را جلوی دانشآموزان بخواند.
💡 ذهبت إلى المكتبة لقراءة كتاب جديد عن التاريخ الإسلامي.
من به کتابخانه رفتم تا کتاب جدیدی درباره تاریخ اسلام بخوانم.
💡 اجتمع الأقارب في الليلة ٱلمبٰرکة لقراءة القرآن والدعاء وتبادل التهاني.
اقوام در این شب مبارک برای خواندن قرآن، دعا و تبادل تبریک گرد هم آمدند.
💡 كثير من الناس لا نملک الوقت الكافي لقراءة الأخبار كل يوم.
بسیاری از مردم وقت کافی برای خواندن اخبار روزانه ندارند.
💡 تلك هي أفضل طريقة لقراءة األوغاريتين من داخلهم.
این بهترین راه برای خواندن خط اوگاریتی از درون است.
💡 عندما وصل البريد، فتحتن الرسائل واحدةً تلو الأخرى لقراءة الأخبار.
وقتی نامه رسید، یکی یکی نامهها را باز کردیم تا خبر را بخوانیم.
💡 انحني فوق الطاولة لقراءة التفاصيل المكتوبة بخط صغير.
برای خواندن جزئیاتی که با حروف ریز نوشته شده، روی میز خم شوید.
💡 كان ضون المصباح ضعيفًا لكنه كافٍ لقراءة الصفحة الأخيرة.
نور چراغ کم بود اما برای خواندن آخرین صفحه کافی بود.