لتموت

🌐 مردن.

از ریشهٔ «موت» به معنی «مردن» است. این واژه یعنی «تا بمیری» یا «که بمیرد / بمیرند» بسته به مخاطب و ساخت جمله. در متن، معمولاً برای بیان مرگ به‌عنوان نتیجه یا هدفِ نحوی به کار می‌رود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 مردن

📌 برای مرده

📌 فوت کرده اند

📌 می‌مرد

جمله سازی با لتموت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 كانوا يظنونَ أنَّ النبتةَ قد لتموت لولا أنْ سُقيتْ بالماءِ في الوقتِ المناسبِ.

آنها فکر می‌کردند که اگر در زمان مناسب به گیاه آب داده نشود، از بین خواهد رفت.

💡 أحلامه شعرت وكأنها تُركت لتموت بعد العديد من المحاولات الفاشلة.

رویاهایش طوری به نظر می‌رسیدند که انگار پس از این همه تلاش ناموفق، به حال خود رها شده بودند تا بمیرند.

💡 لا تخشى الموت أبدا لأنك ولدت لتموت .

هرگز از مرگ نهراس، زیرا تو برای مردن زاده شده‌ای.

💡 ‬لتموت روحك و تبقى كالجثة ال‬ ‫حياة لك بعد فشلك

روحت خواهد مرد و تو مانند جسدی خواهی ماند؛ پس از شکستت، دیگر حیاتی برایت باقی نخواهد ماند.

💡 خافتِ العائلةُ أن لتموت الزهورُ إذا استمرَّ الحرُّ الشديدُ عدةَ أيامٍ أخرى.

خانواده نگران بودند که اگر گرمای شدید چند روز دیگر ادامه یابد، گل‌ها از بین بروند.

💡 ذهبَ الطبيبُ بسرعةٍ ليتأكدَ أنَّ المريضَ لا لتموت حالتهُ بسببِ التأخرِ في العلاجِ.

دکتر سریع رفت تا مطمئن شود که حال بیمار به دلیل تأخیر در درمان بدتر نشده است.