لتبدا

🌐 برای شروع

یعنی «تا آشکار شود / تا آغاز کنی / تا نمایان گردد»؛ بسته به سیاق می‌تواند از «بدأ» یا «بدا» باشد و معنای شروع یا ظاهر شدن بدهد.

فعل (verb)

📌 شروع

قید (adverb)

📌 برای شروع

جمله سازی با لتبدا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 قبل أن لتبدا الحفلة، تأكد المنظمون من جاهزية الإضاءة والصوت.

قبل از شروع مهمانی، برگزارکنندگان از آماده بودن نور و صدا اطمینان حاصل کردند.

💡 قد لتبدا الفكرة صغيرة، لكنها تنمو بسرعة إذا لاقت دعمًا جيدًا.

این ایده ممکن است کوچک شروع شود، اما اگر حمایت خوبی دریافت کند، به سرعت رشد می‌کند.

💡 من الأفضل أن لتبدا يومك بخطة واضحة حتى تنجز مهامك بسرعة.

بهتر است روز خود را با یک برنامه مشخص شروع کنید تا بتوانید به سرعت کارهایتان را انجام دهید.

💡 أنت نسيت أني من أعطاك الفرصة لتبدا من جديد

یادت رفته من بودم که بهت فرصت شروع دوباره رو دادم

💡 أنا أنتظرك لتبدا بترتيب هذه البيوض الذهبية

منتظرم که شروع به مرتب کردن این تخم مرغ های طلایی کنی.