لبناني

🌐 لبنانی

یعنی «لبنانی»؛ کسی که اهل لبنان است یا به لبنان تعلق دارد. این واژه هم برای مرد و هم به‌عنوان صفت به کار می‌رود: مثلاً «رجل لبناني» یعنی «مردی لبنانی»، و همچنین برای چیزهایی که مربوط به لبنان‌اند.

صفت (adjective)

📌 لبنانی

جمله سازی با لبناني

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اشترى الرجل كتابًا لبناني الطابع من معرض الكتاب الدولي.

آن مرد کتابی با موضوع لبنان از نمایشگاه بین‌المللی کتاب خرید.

💡 تلتزم الشركة بأن تعيّن مدقّق حسابات لبناني واحد على الأقل.

این شرکت متعهد به انتصاب حداقل یک حسابرس لبنانی است.

💡 يعمل في المطعم طاهٍ لبناني مشهور بإتقانه للمأكولات التقليدية.

این رستوران یک سرآشپز لبنانی دارد که به خاطر تسلطش بر غذاهای سنتی مشهور است.

💡 وبالإضافة إلى ذلك، اجتاز لبناني مدني في 8 تموز/يوليه الخط الأزرق قرب ضريح الشيخ عباد واحتجزته قوات الدفاع الإسرائيلية.

علاوه بر این، در ۸ ژوئیه، یک غیرنظامی لبنانی از خط آبی در نزدیکی حرم شیخ عباد عبور کرد و توسط نیروهای دفاعی اسرائیل بازداشت شد.

💡 كاتب وباحث لبناني متخصص، تتناول كتابته الشؤون الانتخابية والسياسية.

نویسنده و پژوهشگر لبنانی متخصص در امور انتخاباتی و سیاسی.

💡 قرأتُ مقالًا لبناني الأسلوب يتحدث عن الاقتصاد والسياحة في بيروت.

من یک مقاله به سبک لبنانی در مورد اقتصاد و گردشگری در بیروت خواندم.

کلمات مرتبط