اخصب
🌐 حاصلخیز
این واژه از ریشهٔ «خصب» است و به معنای «پُربارتر»، «بارورتر» یا «آبادیزاتر» میآید. در لغت، هم برای زمینِ حاصلخیز و هم برای سرزمین یا دورهای که نعمت، رشد و فراوانی بیشتری دارد بهکار میرود. در صورت تفضیلی، «اخصب» یعنی «حاصلخیزتر» یا «فراوانیبخشتر».
دیکشنری عربی به فارسی
📌 حاصلخیزترین
جمله سازی با اخصب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تزرع المزارع في المناطق اخصب لأنها توفر ماءً وتربة مناسبة للنبات.
مزارع در حاصلخیزترین مناطق کاشته میشوند زیرا آب و خاک مناسب برای گیاهان را فراهم میکنند.
💡 هذه كانت من اخصب الاراضي في افغانستان
این یکی از حاصلخیزترین زمینهای افغانستان بود.
💡 اختار الجد مكانًا اخصب قرب النهر ليزرع فيه أشجاره الجديدة.
پدربزرگ برای کاشت درختان جدیدش، نقطهای حاصلخیزتر در نزدیکی رودخانه انتخاب کرد.
💡 خسرنا احد اخصب الاراضي الزراعية بسبب ذلك
به همین دلیل یکی از حاصلخیزترین زمینهای کشاورزی خود را از دست دادیم.
💡 بعد المطر، أصبحت الأرض اخصب وبدأ الفلاحون بالتحضير للزراعة.
پس از باران، زمین حاصلخیزتر شد و کشاورزان شروع به آمادهسازی برای کاشت کردند.