کبو
🌐 کابو
«کَبُو» در عربی معمولاً به صورت فعلی به معنای به رو افتادن، سرنگون شدن، یا با صورت به زمین خوردن است. این واژه حالت سقوط یا افتادنِ ناگهانی و بیتعادل را القا میکند. در کاربرد مجازی هم ممکن است برای شکست خوردن یا از جایگاه افتادن به کار رود.
جمله سازی با کبو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 سكبَ السائقُ کبو الزيتِ في الحديقة أثناء الصيانة.
راننده هنگام تعمیر و نگهداری، یک قوطی روغن را در باغچه ریخت.
💡 استخدمَ العاملُ کبو ًا بلاستيكيًا لنقل السوائل بسرعة.
کارگر از یک کیسه پلاستیکی برای انتقال سریع مایعات استفاده کرد.
💡 رأيتُ کبو الماءِ يتجمعُ عندَ حافة الطريق بعد المطر.
بعد از باران، گودالهای آب را دیدم که در لبهی جاده جمع شده بودند.