الکب
🌐 بزرگ
«الکب» در عربی بهطور کلی به معنای واژگونکردن، برگرداندن، سرنگونساختن یا بر زمین افکندن است؛ گاهی نیز در کاربردهای لغویِ قدیمیتر به معنای فرو ریختن یا برهمزدنِ چیزی به کار میرود.
جمله سازی با الکب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 وقف الصبي يتأمل الکب في الصحن دون أن يعرف كيف يتعامل معه بحذر.
پسرک ایستاده بود و به فنجان داخل ظرف نگاه میکرد، نمیدانست چگونه با احتیاط آن را در دست بگیرد.
💡 كان الکب قريبًا من الباب حين بدأ المطر، فدخل الجميع مسرعين إلى الداخل.
وقتی باران شروع به باریدن کرد، کمد نزدیک در بود، برای همین همه به داخل هجوم بردند.
💡 رأيتُ الکب في زاوية السوق، فاستغرب الناس من حجمه الكبير ولونه المائل إلى السواد.
گاو را در گوشه بازار دیدم و مردم از جثه بزرگ و رنگ تقریباً سیاهش تعجب کردند.