کبح
🌐 کعبه
«کبح» یعنی مهار کردن، بازداشتن، کنترل کردن یا جلوِ چیزی را گرفتن. این واژه معمولاً در ترکیبهایی مثل «کبحِ نفس»، «کبحِ خشم» یا «کبحِ تورم» دیده میشود و مفهوم اصلی آن جلوگیری از شدت گرفتن یا رها شدنِ چیزی است.
جمله سازی با کبح
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حاول السائق كبح السيارة بسرعة قبل أن تصطدم بالمركبة أمامه.
راننده سعی کرد قبل از برخورد با وسیله نقلیه جلویی، سریع ترمز کند.