کاتب
🌐 نویسنده
یعنی نویسنده، نویسندهنگار، دفتردار یا کسی که مینویسد؛ در عربی و فارسی برای فرد اهل نوشتن یا منشی هم بهکار میرود.
اسم (noun)
📌 نویسنده
📌 کارمند
📌 ستون نویس
📌 نمایشنامه نویس
فعل (verb)
📌 بنویس
جمله سازی با کاتب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 اشتهرَ کاتب ٌ عربيٌّ بأسلوبهِ البسيطِ وقدرتِهِ على الوصفِ الدقيقِ.
نویسندهای عرب به خاطر سبک ساده و تواناییاش در توصیف دقیق، مشهور شد.
💡 بحثَتِ الجريدةُ عن کاتب ٍ جديدٍ يغطي الأخبارَ الثقافيةَ كلَّ أسبوعٍ.
این روزنامه هر هفته به دنبال یک نویسنده جدید برای پوشش اخبار فرهنگی میگشت.
💡 كانَ کاتب ُ الرسائلِ يجلسُ قربَ النافذةِ يدوّنُ أخبارَ القريةِ القديمةِ.
نامهنگار نزدیک پنجره نشسته بود و اخبار دهکدهی قدیمی را ثبت میکرد.